مقاله های معرفتی

مقاله های معرفتی (38)

سه شنبه, 14 ارديبهشت 1395 ساعت 09:35

توصیه های اقتصاد مقاومتی

نوشته شده توسط

توصیه های اقتصاد مقاومتی

من به عنوان یک دانش آموز :

من سعی می کنم در مصرف لوازم التحریر، پوشاک صرفه جویی کنم وبا افتخار از لوازم داخلی استفاده کنم و و صرفا برای تنوع طلبی ، از خانواده درخواستی مبنی بر خرید کالا های غیر ضروری مانند گوشی هوشمند و تبلت و .. نداشته باشم .

من به عنوان یک دانشجو:

من نسبت به کشورم احساس تعصب  می کنم و به هیچ وجه حاضر نیستم با مهاجرت به کشورهای غربی ، دانش و تخصص خود را در خدمت پیشرفت بیگانگان قرار دهم .من از تفاخر به مصرف کالاهای و برندهای غربی خودداری می کنم و با افراد غرب زده و و اساتیدی که بخواهند اعتماد به نفس عزت ملی من را تخریب کنم مقابله می کنم .

من به عنوان یک زن و مادر

من در تربیت اقتصادی فرزندانم حساس هستم می کوشم فرزندانی مومن ، مسئولیت پذیر ، خلاق ، پر انگیزه و پر کار در تولید تربیت نمایم  و به عنوان زن خانواده ، بر رعایت الگوی صحیح دررفتارهای اقتصادی تاکید می کنم و همسر و فرزندانم را از کم کاری و تنبلی ، اسرفا ، تجمل گرایی ، مصرف زدگی  بر حذر می دارم .

من به عنوان یک دختر

قصد دارم ـ ان شاء الله ـ درصورت اقدام به خرید جهیزیه بر اصل عدم خرید کالای خارجی دارای مشابه داخلی تاکید داشته باشم و تا حد امکان پدرو مادر را در رعایت این اصل ، اقتاع کنم .

من به عنوان یک طلبه

با رعایت ساده زیستی الگوی صحیح زندگی اقصادی را در عمل به مردم ارائه می دهم و به صورت ویژه ، مردم را به انفاق ، دستگیری از نیازمندان ، دوری از فساد و محرمات اقتصادی دعوت خواهم کرد .

ما سعی می کنیم...

  • با توجه به محبت و ارادت ویژه مردم به حضرت ابا عبد الله (علیه السلام) سیره آن حضرت درظلم ستیزی و مقاومت در مقابل دشمن و جایگاه نهضت عاشورا در زنده نگاه داشتن فرهنگ جهاد و شهادت ، از عبرتهای عاشورایی درجهت تقویت روحیه جهاد اقتصادی و مقاومت اقتصادی مردم استفاده خواهم کرد.
  • از ظرفیت های موجود در مسجد ، هیات های مذهبی و اجتماع مومنان در کمک و دستگیری از نیازمندان، مشارکت در فعالیت های خیریه ، اشتغال زایی برای جوانان، تهیه جهیزیه و ملزومات ازدواج و به طور کلی اصلاح معضلات اقتصادی محله ، بهره خواهم برد .
  • سعی می کنم در هر جایگاهی که هستم ازکم کاری ، و اهمال در کار دوری کنم و و امور محوله به خود را به بهترین شکل با دقت و کیفیت بالا انجام رسانم .
  • صرفا منتظر اقدامات دولت نخواهم بود و با همکاری دوستان و متخصصان مربوطه استفاده از روش های علمی و پر بهره را، از ملزومات کاری خود قرار دهم و تجارت شغلی و حرفه ایی خود را در اختیار جوانان مشتاق قرار دهم .
  • جوانان را از عجله در دستیابی به اهداف اقتصادی و بلند پروازی بر حذر داشته و ایشان را به دوری از دنیا طلبی و سود جویی سفارش می کنم .
شنبه, 09 اسفند 1393 ساعت 17:15

اهمیت دعای فرج در کلام آیت اله بهجت

By


افسران - در محضر استاد

در شداید و سختی‌‌ها و گرفتاری‌ها همه می‌گویند: یاالله! معروف است که در مواقع طوفان، در کشتی از همه- مرد و زن و بِرّ و فاجر- ضجّه بلند می‌شود. آری، در حال بلا و گرفتاری و شداید، حتی از غیر نمازگزارها، بلکه غیر مسلمان‌ها «التجا» ظاهر می‌شود. آیا با این همه بلاها که بر سر مسلمان‌ها می‌آید، نباید حال التجا برای ما پیش بیاید؟! و یا اینکه باز هم منتظر باشیم که حالت شدّت و بلا از این هم بیشتر و بدتر شود؟! بله، ما باید در حال رخاء، حالت ابتهال و تضرّع و توسّل داشته و ملتجی و شاکر باشیم، تا در حال شدّت و گرفتاری به فریاد ما برسند؛ وگرنه همان بلا و گرفتاری به سراغ ما می‌آید؛ زیرا کفّار و دشمنان ما آرام و قرار ندارند، بلکه همین الآن نقشهٔ پنجاه سال بعد ما را می‌کشند. آیا نباید در حال رخاء(گشایش) ملتجی باشیم و یا اینکه مانند کافرها باشیم که فقط در حال شدّت ملتجی می‌شوند، و فقط در حال جنگ و شداید به کلیسا می‌روند؟! آیا نباید در فکر باشیم و با تضرع و زاری برای ظهور فرج مسلمان‌‌ها و مصلح حقیقی، حضرت حجت(عج) دعا کنیم؟!
در محضر بهجت، ج2، نکتهٔ640

 

*****هدیه به روحشان یک گل صلوات ****

چهارشنبه, 15 مرداد 1393 ساعت 02:54

سبحانک سبحانک

نوشته شده توسط

افسران - سبحانک سبحانک

و خدایی که در این نزدیکی است
لای این شب بوها
پای آن کاج بلند
روی آگاهی آب
روی قانون گیاه
...
من نمازم را وقتی می خوانم
که اذانش را باد
گفته باشد سر گلدسته سرو
من نمازم را پی تکبیرة الاحرام علف می خوانم
پی قدقامت موج
کعبه ام بر لب آب
کعبه ام زیر اقاقی ها است
کعبه ام مثل نسیم
می رود باغ به باغ
می رود شهر به شهر
حجرالاسود من روشنی باغچه است ...

جمعه, 11 بهمن 1392 ساعت 07:01

و من یتوکل علی الله فهو حسبه

نوشته شده توسط

 

و من یتوکل علی الله فهو حسبه

و هر کس به خدا توکل کند، خدا برای او بس است.

سوره طلاق ، آیه

 

یکشنبه, 06 بهمن 1392 ساعت 13:12

محبت

نوشته شده توسط

http://cdn.asriran.com/files/fa/news/1389/3/30/140119_206.jpg

روزى شخصى از بیابان به سوى مدینه مى آمد، در راه دید پرنده اى دید که به سمت لانه اش پرواز می کند.

آن شخص كنار لانه پرنده رفت  و دید که پرنده چند جوجه خیلی زیبا دارد.

جوجه ها را از لانه در آورد و با خود گفت : اینها را به عنوان هدیه نزد پیامبر(ص ) ببرم .

آنها را به حضور پیامبر(ص ) آورد، در این هنگام جمعى از اصحاب حاضر بودند، ناگاه دیدند پرنده مادر، بى آنكه از مردم وحشت كند آمد و خود را روى جوجه هاى خود انداخت ، معلوم شد پرنده مادر، به دنبال آن شخص ‍ به هواى جوجه هایش آمده و محبت و علاقه به جوجه ها بقدرى زیاد بوده كه بى آنكه از دیگران وحشت كند تا او را نیز دستگیر كنند، آمد و خود را به روى جوجه هایش انداخت و با زبان حال جوجه هاى خود را مى خواست .

پیامبر(ص ) به حاضران رو كرد و فرمود: (این محبت مادر نسبت به بچه هایش دیدید ؟

بدانید خداوند هزار برابر این محبت ، نسبت به بندگانش محبت و علاقه دارد

http://www.kurd.tahzib-howzeh.com/uploads/tuesday.jpg

چهارشنبه, 02 بهمن 1392 ساعت 18:23

با مردم این گونه رفتار کنیم

نوشته شده توسط

افسران - با مردم این گونه رفتار کنیم

✜✜✜✜✜✜✜✜✜✜✜✜✜✜✜✜✜✜✜✜✜

امام علی علیه السلام:

با مردم چنان رفتار کنید

که اگر مُردید،
بر مُردن شما بگریند

و اگر زنده ماندید،
خواستار معاشرت با شما باشند.

✜✜✜✜✜✜✜✜✜✜✜✜✜✜✜✜✜✜✜✜✜

چهارشنبه, 25 دی 1392 ساعت 22:00

سبحان الله

نوشته شده توسط

افسران - سبحان الله

با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صد هزار دیده تماشا کنم ترا

کی رفته‏ ای ز دل، که تمنا کنم تو را ؟!
کی بوده ‏ای نهفته، که پیدا کنم تو را ؟!

غیبت نکرده ‏ای، که شوم طالب حضور
پنهان نگشته‏ ای، که هویدا کنم تو را

یکشنبه, 22 دی 1392 ساعت 16:14

سریع الحساب

نوشته شده توسط

افسران - سریع الحساب

بگو ای بندگانی که بر خود ظلم کردید از مهربانی خدا ناامید نشوید که خداوند تمام گناهان را می بخشد

.
قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا

سوره مبارکه زمر آیه 53

 

یکشنبه, 22 دی 1392 ساعت 15:53

نزدیک بود تمام اسلام را به بیست سنت بفروشم

نوشته شده توسط

http://s5.picofile.com/file/8108592718/london_taxi.jpg

مقیم لندن بود، تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد. راننده بقیه پول را که برمی گرداند ۲۰ سنت اضافه تر می دهد! می گفت :چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست سنت اضافه را برگردانم یا نه؟ آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست سنت را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی … گذشت و به مقصد رسیدیم . موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آورد و گفت آقا از شما ممنونم . پرسیدم بابت چی ؟ گفت می خواستم فردا بیایم مرکز شما مسلمانان و مسلمان شوم اما هنوز کمی مردد بودم. وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم . با خودم شرط کردم اگر بیست سنت را پس دادید بیایم . فردا خدمت می رسیم! تعریف می کرد : تمام وجودم دگرگون شد

حالی شبیه غش به من دست داد .
من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست سنت می فروختم!!

صفحه1 از3
شما اینجا هستید: خانه ثقلین مقاله های معرفتی مقاله های معرفتی