یکشنبه, 02 فروردين 773 ساعت 00:00

در افسون گل سرخ شناور باشیم

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

من مسلمانم.

قبله ام یک گل سرخ.

جانمازم چشمه، مهرم نور.

دشت سجاده ی من.


من وضو با تپش پنجره ها می گیرم.

در نمازم جریان دارد ماه، جریان دارد طیف.

سنگ از پشت نمازم پیداست.

همه ذرات نمازم متبلور شده است.

من نمازم را وقتی می خوانم،

که اذانش را باد، گفته باشد سر گلدسته ی سرو.

من نمازم را پی « تکبیرة الاحرام » علف می خوانم،

پی « قدقامت » موج

کعبه ام بر لب آب

کعبه ام زیر اقاقی هاست .

کعبه ام مثل نسیم ، می رود باغ به باغ ، می رود شهربه شهر

(( حجر الاسود )) من روشنی باغچه است .

کار ما نیست شناسایی "راز" گل سرخ ،

کار ما شاید این است

که در "افسون" گل سرخ شناور باشیم.

پشت دانایی اردو بزنیم.

دست در جذبه یک برگ بشوییم و سر خوان برویم.

صبح ها وقتی خورشید ، در می آید متولد بشویم.

هیجان ها را پرواز دهیم.

روی ادراک فضا ، رنگ ، صدا ، پنجره گل نم بزنیم.

آسمان را بنشانیم میان دو هجای "هستی".

ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم.

بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم.

نام را باز ستانیم از ابر،

از چنار، از پشه، از تابستان.

روی پای تر باران به بلندی محبت برویم.

در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم.

کار ما شاید این است

که میان گل نیلوفر و قرن

پی آواز حقیقت بدویم.

خواندن 4326 دفعه آخرین ویرایش در پنج شنبه, 26 بهمن 1391 ساعت 06:19
شما اینجا هستید: خانه ثقلین مقاله های معرفتی مقاله های معرفتی در افسون گل سرخ شناور باشیم