پنج شنبه, 22 اسفند 1392 ساعت 00:00

وسط کوچه ناگهان دیدم زن همسایه بر زمین افتاد

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(2 رای‌ها)

زیر باران دوشنبه بعد از ظهر

اتفاقی مقابلم رخ داد

وسط کوچه ناگهان دیدم

زن همسایه بر زمین افتاد

سیب ها روی خاک غلطیدند

چادرش در میان گرد وغبار

قبلا این صحنه را...نمی دانم

در من انگار می شود تکرار

آه سردی کشید،حس کردم

کوچه آتش گرفت از این آه

و سراسیمه گریه در گریه

پسر کوچکش رسید از راه

گفت:آرام باش! چیزی نیست

به گمانم فقط کمی کمرم...

دست من را بگیر،گریه نکن

مرد گریه نمی کند پسرم

چادرش را تکاند، با سختی

یا علی گفت و از زمین پا شد

پیش چشمان بی تفاوت ما

ناله هایش فقط تماشا شد

صبح فردا به مادرم گفتم

گوش کن ! این صدای روضهء کیست

طرف کوچه رفتم و دیدم

در ودیوار خانه ای مشکی است

با خودم فکر می کنم حالا

کوچه ء ما چقدر تاریک است

گریه،مادر،دوشنبه،در،کوچه

راستی! فاطمیه نزدیک است...

http://dl.aviny.com/Album/mazhabi/ahlbeit/ZAHRA/kamel/123.jpg

خواندن 8613 دفعه آخرین ویرایش در پنج شنبه, 22 اسفند 1392 ساعت 07:51
شما اینجا هستید: خانه ثقلین حضرت زهرا سلام الله علیها فاطمیه وسط کوچه ناگهان دیدم زن همسایه بر زمین افتاد