سه شنبه, 29 مرداد 1392 ساعت 11:40

‌ارتباط ميان نسلها ‌

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

تقارن بلوغ جسماني و معنوي جوانان، تكيه گاهى مطمئن در دنياى پر شتاب امروزى است. بنابراين، مى توان براى تحكيم ارتباط بين نسل گذشته و نسل نو، كه از مشكلات جامعة امروز ماست، از نيروهاى خدادادى جوانان استفاده كرد. معنويت خواهى، عدالت طلبى، سادگى و بى تكلّفى، مسئوليت دادن و مشورت كردن، برقرارى رابطه عاطفى و كلامى، تشويق و تأييد رفتارهاى مثبت و... از جمله مواردى است كه مى توان در نزديك كردن نسلها از آنها يارى گرفت. ‌
نگاهى به آمار شهداى انقلاب اسلامى ايران و جنگ تحميلى و رويكرد جوانان و نوجوانان به معنويت و ارزشهاى اسلامى، بيانگر صحت اين مدعاست. استقبال بی نظير جوانان از مراسم معنوى سوگوارى ابا عبداللَّه علیه السلام و يا مراسم معنوى مانند اعتكاف نيز حكايت از اين معنا دارد.‌
اين نوجوانان عاشق، اسوه هاى شايسته اى براى تمام آزاد مردان و حقيقت طلبان عالم هستند. آنها با اينكه به سن شرعى و قانونى نرسيده بودند، در اوج بلوغ معنوى و كمال انسانى قرار داشتند؛ البته اين نخبگان منحصر به عصر پيامبر صلی الله علیه وآله و اهل بيت علیهم السلام نيستند؛ بلكه در هر عصر و زمانى مى توان رشد يافتگان كم سن و سالى را مشاهده كرد كه از زمان خود بسى جلوتر و از انسانهاى تجربه ديده و سالمند خيلى بهترند. نوجوانانى كه در عرصه هاى فرهنگى، نظامى و اجتماعى با سن اندك خود آنچنان درخشيده اند كه ملتى را تحت تأثير انديشه ها و رفتار تحسين برانگيز خود قرار داده اند.‌
شهيد "حسين فهميده" يكى از اين رشد يافتگان عصر ما بود. اين دلاور قهرمان كه با سن اندك خود توانست با جان نثارى در راه اسلام و كشور، ضربة مهلكى به دشمن وارد كرده و در زمرة پيشگامان عشق و شهادت قرار گيرد و امروز به عنوان اسوه و الگوى نسل جوان مسلمان مطرح گرديده و از تاريخ سازان عصر ما محسوب مى شود. ‌
امام خمينى رحمه الله در ستايش از حركت شهادت طلبانة او در پيام تاريخى 22 بهمن 1359 فرمود: «رهبر ما آن طفل دوازده ساله ای است كه با قلب كوچك خود - كه ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگ تر است - با نارنجك خود را زير تانك دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نيز شربت شهادت نوشيد.» 1
در اینجا به نمونه هایی دیگر از رشد علمی و معنوی برخی جوانان و نوجوانان در عصرهای مختلف اشاره می شود:‌
شاهدي از تاريخ ‌
هنگامى كه "عمر بن عبد العزيز" به خلافت رسيد، مردم گروه گروه براى عرض تبريك به مركز خلافت مى آمدند و به حضورش مى رسيدند. روزى جمعى از اهل حجاز بر او وارد شدند. خليفه بعد از ديدار ابتدايى متوجه شد كه پسر بچه اى آماده است تا از ميان آن جمع سخن بگويد. به اين جهت با تحقير به او گفت: «بچه! برو و بگذار بزرگ ترها صحبت كنند.» ‌
پسر گفت: «اى خليفه! اگر بزرگسالى ملاك است، پس چرا شما بر مسند خلافت قرار گرفته ايد، با اينكه بزرگ تر از شما هم اينجا حضور دارند؟» عمر بن عبدالعزيز از تيز هوشى و حاضرجوابى او متعجب شد و گفت: «راست مى گويى و حق با توست. اكنون حرف دلت را بگو!» آن نوجوان هوشمند گفت: «اى امير! ما از راه دور آمده ايم تا به شما تبريك بگوييم و منظورمان از اين عمل، شكر الهى است كه خليفة خوبى مثل شما به مردم عطا كرده است، وگرنه مجبور نبوديم به اين سفر بياييم؛ زيرا نه از تو مى ترسيم و نه طمعى داريم؛ اما اينكه از تو نمى ترسيم، براى اين است كه تو اهل ظلم و ستم بر مردم نيستى، و علت اينكه طمع نداريم اين است كه ما از هر جهت در رفاه و نعمت هستيم.»‌
وقتى سخن آن نوجوان تمام شد، خليفه از او خواست وى را موعظه كند. نوجوان گفت: «اى خليفه! دو چيز زمامداران را مغرور مى كند: اول، حلم خداوند؛ دوم، مدح و چاپلوسى اشخاص از آنها. خيلى مواظب باش كه از آنان نباشى؛ زيرا اگر از آن عده شدى، لغزش پيدا مى كنى و در زمرة گروهى قرار مى گيرى كه خداوند متعال در حق آنان فرمود: (وَلا تَكُونُوا كَالَّذينَ قالُوا سَمِعْنا وَ هُمْ لا يَسْمَعُونَ)؛ 2 «از آن افراد نباشيد كه ادعاى شنيدن مى كنند با اينكه نمى شنوند.»‌
در پايان، خليفه از سن و سال او پرسيد. معلوم شد كه بيش از دوازده سال ندارد. آنگاه خليفه او را تحسين كرد و در مورد وى و عظمت علم و دانش او اين شعر را خواند: «دانش بياموز كه آدمي زاد دانشمند به دنيا نمى آيد و هيچ گاه دانا با نادان هم رتبه نيست. بزرگ قوم هرگاه فهم و دانش نداشته باشد، در مجالس و محافل كوچك و خوار ديده مى شود.» 3

مجتهد ده ساله‌
"محمد" فرزند "علامه حلى" در سن ده سالگى به درجة رفيع اجتهاد نایل آمد. او همانند پدر بزرگوارش، قبل از اينكه به سن بلوغ برسد، از تحصيل نزد استاد بى نياز شد و به مرتبه اى از فضایل و كمالات رسيد كه به "فخرالمحققين" لقب يافت. اين لقب براى اولين بار از پدرش، علامه حلى، شنيده شد. اين نوجوان نابغه مورد ستايش و عنايت بسيارى از علما و دانشمندان قرار گرفت.‌
"فاضل هندى" فقيه بزرگوار اماميه، در آغاز كتاب «كشف اللثام» كه شرح قواعد علامه است، بعد از نقل سخنان فخرالمحققين، دربارة اين فقيه نوجوان مى گويد: «ممكن است بعضى از گفتة وى تعجب كنند كه چگونه در اين سن (ده سالگى) به اين مقام والا رسيده است. فخرالمحققين در آن موقع حدود ده سال يا كمتر داشته و اين لطف و مرحمت الهى است كه به هر كس بخواهد، عنايت مى كند. من خود نيز قبل از آنكه سيزده سالم تمام شود، از تحصيلات معقول و منقول فارغ شدم و قبل از يازده سالگى كتاب «منية الحريص» در شرح تلخيص را نوشتم و قبل از آن، ده كتاب تصنيف كرده بودم و حتى در هشت سالگى مختصر و مطوّل "تفتازانى" را تدريس مى كردم.» 4
"قاضى نوراللَّه شوشترى" نيز مى نويسد: «وى در خدمت پدر بزرگوارش تربيت يافته و در سن ده سالگى نور اجتهاد از ناصية او تافته، چنان كه خود نيز در شروع خطبۀ قواعد، به آن پرداخته و اين گونه بلوغ عقلاني و نبوغ در ميان بزرگان ما همچون "سيد بن طاووس" و "ابوعلى سينا" و ديگران وجود داشته و هيچ گونه جاى تعجب و شگفتى نيست. 5


پی نوشت:

1) صحيفه امام، نشر مؤسسة تنظيم آثار امام خمینی رحمه الله، تهران، 1379 ش، ج 14، ص 73.
2) انفال/ 21.
3) تاريخ مدينة دمشق، ابوالقاسم بن عساكر شافعى، دار الفكر، 1415.ق، ج 32، ص 423.
4) گلشن ابرار، جمعي از نويسندگان، انتشارات معروف، قم، بی تا، ج 3، ص 48.
5) همان.

منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره146 .
خواندن 3879 دفعه آخرین ویرایش در سه شنبه, 29 مرداد 1392 ساعت 11:45
شما اینجا هستید: خانه نشاط و زندگی سبک زندگی سبک زندگی ‌ارتباط ميان نسلها ‌