سه شنبه, 03 ارديبهشت 1392 ساعت 03:56

افرط و تفريط رفتارهای مادرانه/ تربیت درست کودک نیازمند تعادل رفتاری مادر است

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
http://www.gonzo.ir/wp-content/uploads/2013/05/GONZO.IR_.jpg
خانه اي كه در آن تعادل اخلاقي نباشد و كودك مواجه با مادري بسيار سختگير ويا بسيار سست و سرد باشد، آشيانه بدبختي است و كودكان از نظر اخلاق در آن سير قهقرايي دارند وآفت و بدبختي از هر سو بدانها رو مي آورد.

به گزارش خبرگزاری مهر، مادر عاشق فرزند خويش است و براي تربیت و پرورش او رنجها و ناملايمات را تحمل مي كند و در اين تحمل اميد ها وآرزوهايي دارد. شك نيست كه هر مادري دوست دارد بهترين نوع تربيت را درباره كودك اعمال كند و او را آنچنان بار آورد كه نمونه باشد، به این خاطر بدنبال برنامه و دستورالعمل است.

گاهي برخي از مادران گمان می کنند كه اگر كودك را به خود واگذارند و به تمام خواسته هاي آنها جامه عمل بپوشانند او درست تربيت خواهد شد و برخي هم خلاف آن را تصور دارند وگمان مي كنند كه بايد دقيقا او را تحت كنترل وحتي در مضيقه قرار داد. هر دو فكر و تصور از نظر تربيت غلط است، درباره كودك نه افراط بايد روا داشته شود ونه تفريط. كودك در مسير تربيت نه بايد بي حساب و كتاب باشد و نه شديدا تحت تاثير مقررات و امر ونهي ها.

زيان افراط وتفريط
كودكي كه در دو سوي قطب افراط وتفريط باشد حتي در جنبه محبتي، لوس و مغرور بارمي آيد و يا حقير و توسري خور، يا دائما خويش را از همه طلبكار مي پندارد ويا داراي شخصيتي شكسته و مديون. چنين كودكانی قدرت تفكر و انديشه را از دست مي دهند و يا آن را در مسير مقاومت عليه والدين واجتماع به كار مي برند. همه گاه احساس مي كنند كه بايد تابع يا متبوع باشند. حتي كودك از محبت افراطي، از بوسيدن هاي زياد، از بغل گرفتن ها و نازكشي هاي زياد به همان ميزان ناراحت است كه از بي محبتي زجر مي كشد.

افراط وتفريط در زمينه جنس
گاهي مادران به جنس پسر يا دختر حساسيت دارند و در خانواده اي كه چند كودك وپسر ودختر وجود دارد يكي را بر ديگران  برتر شمرده و او را در غذا، لباس و ديگر جنبه ها بيشتر مورد توجه قرار مي دهند. حتي به او جرات و اجازه مي دهند كه بچه هاي كوچكتر را تنبيه كند. كودكي را كه از لحاظ جنس مورد پذيرش نيست را آنچنان طرد مي كنند كه او احساس حقارت مي كند، هر دو روش غلط و نادرست است. زيرا در مورد اول كودك بي حساب وفقط براي اينكه مثلا پسر است به خود مغرور مي شود و مي بالد و در مورد دوم دائم در ترس و لرز و بي دفاع است.

در جنبه حمايت ومحبت
این خیلی بد است كه مادر كودك را هميشه به فراخي نعمت عادت دهد و به فكر روزگار درماندگي و گرفتاري نباشد و يا آنچنان بر كودك سخت گيرد كه گوئي او را به رياضت كشيدن واداشته است. نازو محبت همیشگی كودك را بي عرضه و زبون بار مي آورد، به همین دلیل گاهي بايد در برابر كودك بي تفاوت بود. از سوي ديگر هم نبايد آنچنان به كودك بي توجه ونسبت به او بي تفاوت بود كه احساس بي پناهي و بي دفاعي كند. محبت خوب است ولي مهم نحوه مصرف آن است كه چگونه و تا چه اندازه اي باشد وهنر مادري به اين ريزه كاريها وابسته است.

در جنبه مهرو كين
مادر فرزندش را دوست دارد، ولي اين دوستي ومحبت نبايد زمينه اي شود كه كودك مادرش را بزند ويا به او جرات پيدا كند. چه زشت است كه كودكي مادرش را كتك بزند ومادر تحمل نمايد وچه بدتر كه مادر كودكش را شديدا كتك بزند و لحظه اي بعد نازش را بكشد و او را لوس بار آورد. به كودك حتي نباید اجازه داد كه دست تعرض ولو به شوخي به سوي مادر دراز كند، اگر چنين كرد نبايد آن را سرسري تلقي نمود. مادر نبايد تسليم نظرات كودك شود و با تجاوز و تجاسر او زندگي سر كند وآن را تحمل نمايد.

نه محبت زياد براي كودك درست است ونه پي در پي به او غرزدن وشديدا تحت كنترل داشتن. مادر نبايد از يك سو بي جهت به كودك مهر بورزد و از سوي ديگر به خاطر مساله كوچكي تنبيهش كند. نه ابراز علاقه بيجا درست است ونه قول دادن قول ووعده هاي رشوه اي .

در بازي
گاهي مادر در بازي كودك شركت مي كند و اين كار خوب ومناسب است، اما بازي به خاطر كودك بايد باشد نه به خاطر خود. يعني روح بازي نبايد بر مادر غلبه كند و او را از انجام رهبري در بازي كودك باز دارد. اشتباه برخي از مادران اين است كه كودك را به خود وا مي گذارند و در بازي او شركت نمي كنند ويا گاهي آنچنان در بازي كودكانه شركت مي كنند كه مجالي براي عرض اندام كودك باقي نمي ماند.

در جنبه اخلاقي شخصي
براي مادر ضروري است كه در جنبه اخلاقي داراي ثبات باشد. وضع خود را مشخص كند تا طفل بداند كه در برابر او چه رفتاري بايد داشته باشد. اين غلط است كه مادر گاهي چون آتش سوزان و زماني چون يخ سرد ومنجمد باشد. نه تسليم بي حساب شدن در برابر كودك درست است و نه پرخاشگري و مقاومت بي اندازه، نه مصلحت است كه دائما كودك را از خود بترساند وبرنجاند ونه صحيح است كه با دادن وعده هايي پوچ او را به خود جلب كند. در جنبه اخلاق اجتماعي نه به خود باليدن وخانواده خود را برترين شمردن درست است و نه خود را حقيرترين و پست ترين شمردن.

خانه اي كه در آن تعادل اخلاقي نباشد و كودك مواجه با مادري بسيار سختگير ويا بسيار سست و سرد باشد، آشيانه بدبختي است و كودكان از نظر اخلاق در آن سير قهقرايي دارند وآفت و بدبختي از هر سو بدانها رو مي آورد.

به گزارش خبرگزاری مهر، مادر عاشق فرزند خويش است و براي تربیت و پرورش او رنجها و ناملايمات را تحمل مي كند و در اين تحمل اميد ها وآرزوهايي دارد. شك نيست كه هر مادري دوست دارد بهترين نوع تربيت را درباره كودك اعمال كند و او را آنچنان بار آورد كه نمونه باشد، به این خاطر بدنبال برنامه و دستورالعمل است.

گاهي برخي از مادران گمان می کنند كه اگر كودك را به خود واگذارند و به تمام خواسته هاي آنها جامه عمل بپوشانند او درست تربيت خواهد شد و برخي هم خلاف آن را تصور دارند وگمان مي كنند كه بايد دقيقا او را تحت كنترل وحتي در مضيقه قرار داد. هر دو فكر و تصور از نظر تربيت غلط است، درباره كودك نه افراط بايد روا داشته شود ونه تفريط. كودك در مسير تربيت نه بايد بي حساب و كتاب باشد و نه شديدا تحت تاثير مقررات و امر ونهي ها.

زيان افراط وتفريط
كودكي كه در دو سوي قطب افراط وتفريط باشد حتي در جنبه محبتي، لوس و مغرور بارمي آيد و يا حقير و توسري خور، يا دائما خويش را از همه طلبكار مي پندارد ويا داراي شخصيتي شكسته و مديون. چنين كودكانی قدرت تفكر و انديشه را از دست مي دهند و يا آن را در مسير مقاومت عليه والدين واجتماع به كار مي برند. همه گاه احساس مي كنند كه بايد تابع يا متبوع باشند. حتي كودك از محبت افراطي، از بوسيدن هاي زياد، از بغل گرفتن ها و نازكشي هاي زياد به همان ميزان ناراحت است كه از بي محبتي زجر مي كشد.

افراط وتفريط در زمينه جنس
گاهي مادران به جنس پسر يا دختر حساسيت دارند و در خانواده اي كه چند كودك وپسر ودختر وجود دارد يكي را بر ديگران  برتر شمرده و او را در غذا، لباس و ديگر جنبه ها بيشتر مورد توجه قرار مي دهند. حتي به او جرات و اجازه مي دهند كه بچه هاي كوچكتر را تنبيه كند. كودكي را كه از لحاظ جنس مورد پذيرش نيست را آنچنان طرد مي كنند كه او احساس حقارت مي كند، هر دو روش غلط و نادرست است. زيرا در مورد اول كودك بي حساب وفقط براي اينكه مثلا پسر است به خود مغرور مي شود و مي بالد و در مورد دوم دائم در ترس و لرز و بي دفاع است.

در جنبه حمايت ومحبت
این خیلی بد است كه مادر كودك را هميشه به فراخي نعمت عادت دهد و به فكر روزگار درماندگي و گرفتاري نباشد و يا آنچنان بر كودك سخت گيرد كه گوئي او را به رياضت كشيدن واداشته است. نازو محبت همیشگی كودك را بي عرضه و زبون بار مي آورد، به همین دلیل گاهي بايد در برابر كودك بي تفاوت بود. از سوي ديگر هم نبايد آنچنان به كودك بي توجه ونسبت به او بي تفاوت بود كه احساس بي پناهي و بي دفاعي كند. محبت خوب است ولي مهم نحوه مصرف آن است كه چگونه و تا چه اندازه اي باشد وهنر مادري به اين ريزه كاريها وابسته است.

در جنبه مهرو كين
مادر فرزندش را دوست دارد، ولي اين دوستي ومحبت نبايد زمينه اي شود كه كودك مادرش را بزند ويا به او جرات پيدا كند. چه زشت است كه كودكي مادرش را كتك بزند ومادر تحمل نمايد وچه بدتر كه مادر كودكش را شديدا كتك بزند و لحظه اي بعد نازش را بكشد و او را لوس بار آورد. به كودك حتي نباید اجازه داد كه دست تعرض ولو به شوخي به سوي مادر دراز كند، اگر چنين كرد نبايد آن را سرسري تلقي نمود. مادر نبايد تسليم نظرات كودك شود و با تجاوز و تجاسر او زندگي سر كند وآن را تحمل نمايد.

نه محبت زياد براي كودك درست است ونه پي در پي به او غرزدن وشديدا تحت كنترل داشتن. مادر نبايد از يك سو بي جهت به كودك مهر بورزد و از سوي ديگر به خاطر مساله كوچكي تنبيهش كند. نه ابراز علاقه بيجا درست است ونه قول دادن قول ووعده هاي رشوه اي .

در بازي
گاهي مادر در بازي كودك شركت مي كند و اين كار خوب ومناسب است، اما بازي به خاطر كودك بايد باشد نه به خاطر خود. يعني روح بازي نبايد بر مادر غلبه كند و او را از انجام رهبري در بازي كودك باز دارد. اشتباه برخي از مادران اين است كه كودك را به خود وا مي گذارند و در بازي او شركت نمي كنند ويا گاهي آنچنان در بازي كودكانه شركت مي كنند كه مجالي براي عرض اندام كودك باقي نمي ماند.

در جنبه اخلاقي شخصي
براي مادر ضروري است كه در جنبه اخلاقي داراي ثبات باشد. وضع خود را مشخص كند تا طفل بداند كه در برابر او چه رفتاري بايد داشته باشد. اين غلط است كه مادر گاهي چون آتش سوزان و زماني چون يخ سرد ومنجمد باشد. نه تسليم بي حساب شدن در برابر كودك درست است و نه پرخاشگري و مقاومت بي اندازه، نه مصلحت است كه دائما كودك را از خود بترساند وبرنجاند ونه صحيح است كه با دادن وعده هايي پوچ او را به خود جلب كند. در جنبه اخلاق اجتماعي نه به خود باليدن وخانواده خود را برترين شمردن درست است و نه خود را حقيرترين و پست ترين شمردن.

خواندن 3879 دفعه آخرین ویرایش در دوشنبه, 27 خرداد 1392 ساعت 21:15
شما اینجا هستید: خانه نشاط و زندگی سبک زندگی سبک زندگی افرط و تفريط رفتارهای مادرانه/ تربیت درست کودک نیازمند تعادل رفتاری مادر است