چهارشنبه, 30 اسفند 1391 ساعت 18:28

لبخندک 4

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

از نظر هندوانه تمام انسان ها چاقوکش هستن.

 به پشه می گن: چرا زمستون پیداتون نیست؟ می گه: نه اینکه تابستونا خیلی برخوردتون خوبه!!


 قدیما یه کیلو سبزی می گرفتی پاک کنی دوتا کفش دوزکی حلزونی از توش میومد بیرون کلی سرگرم می شدیم، اما حالا چی؟ نه سرگرمی ای نه دلخوشی ای ... هیچی...!

 یعنی فقط کافیه تو خونتون بفهمن که امتحان دارین، اونوقت بخوای دستشویی هم بری؛ میگن کجا؟! مگه تو امتحان نداری؟؟؟



 صبر...

آمریکایی: هیچ چی مثل منتظر بودن واسه یه ساندویچ گرم عذاب آور نیست

یونانی: هیچ چی مثل منتظر بودن واسه یه دسته چک عذاب آور نیست

انگلیسی: هیچ چی مثل منتظر بودن واسه یه مهمونی بزرگ عذاب آورر نیست

برزیلی: هیچ چی مثل منتظر بودن واسه یه مسابقه فوتبال عذاب آور نیست

ایرانی: انگار شما تا حالا با dialup کار نکردید!!!

 

توی این بازی های جام ملت ها حالا که لهستان و اوکراین حذف شدن، خوبه یه دفه قاطی کنن بگن جمع کنید برید کشور خودتون بازی کنید! آی حال میده!!!

 یه بنده خدا چند متر دورتر از قبری گریه می کرد، ازش پرسیدند چرا نزدیک تر نمی ری؟ گفت: مرحوم از فامیلای دورمون بود!!

 معلم: جامد چیست؟
دانش آموز: مگه خودتون نمی دونید؟
معلم: چرا می دونم
دانش آموز: پس چرا وقت کلاس رو الکی می گیری؟!

 جراحی اتومبیلش را برای تعمیر به تعمیرگاهی برد! تعمیرکار بعد از تعمیر به جراح گفت: «من تمام اجزای ماشین را به خوبی می شناسم و موتور و قلب آن را کامل باز و تعمیر می کنم! در حقیقت من آن را زنده می کنم اما چطور درآمد من یک صدم شما هم نیست؟!»
جراح نگاهی به تعمیرکار انداخت و گفت: «اگر می خواهی درآمدت 100 برابر من شود این بار سعی کن زمانی که موتور در حال کار است آن را تعمیر کنی!»

 بنده خدا اسم بچه اش رو میزاره «اس ام اس» دوستانش میگن: این چه اسمیه برای بچت گذاشتی؟ میگه: چیه مگه! از پیام که با کلاس تره.

 سه نفر دیر به قطار میرسن، دنبالش میدون، دوتاشون سوار میشن. سومی نمیرسه. شروع میکنه به خندیدن. میگن چرا میخندی؟ میگه: آخه اونا واسه بدرقه من اومده بودن.

 بنده خدا با نامزدش می رن پارک. بعد به نامزدش میگه: عزیزم اگه این درخت کاج زبون داشت الان به ما چی می گفت؟ دختره میگه اگه زبون داشت می گفت احمق من زردآلوام نه کاج...

 بنده خدا به تاکسی میگه آقا چند می گیری منو برسونی به راه آهن؟ راننده میگه 7000 تومن. میپرسه واسه چمدونام چند می گیری؟ راننده میگه هیچی. بنده خدا میگه پس چمدون هام رو ببر، من هم اومدم.

 رئیس: ساعت چنده؟
کارمند: 9
رئیس: شما باید 8 پشت میزت باشی.
کارمند: امروز چندمه؟
رئیس: هشتم.
کارمند: باید یکم حقوقم تو حسابم باشه!

 رفیق دوران مهد کودکم نه تنها ازدواج کرد بلکه طلاقم گرفت، من هنوزم دارم پاندای کنگ فوکار رو دانلود می کنم.



ینی می شه:

 زنگ بزنی آژانس بین المللی انرژی اتمی، بگی یه ماشین می خوام؟
 آخر شب ها، رفتگرها سوار جاروهاشون بشن و برن خونه؟
 موهات «فر» باشه، روش پیتزا بپزی...
 شب خواب ببینی که 1 ماه داری میری سر کار، صبح که بیدار شدی حقوقش رو بگیری...
 پشه ها به جای اینکه خونمون رو بمکن، می اومدن چربی های اضافه بدنمون رو می مکیدن!
 ماهی از آب در بیاد تو ساحل، یه کم قدم بزنه برگرده تو آب؟
 بوق زدن ممنوع باشه، ماشینت رو بذاری رو ویبره؟
 هر پشه ای وارد خونه ات بشه، درجا تبدیل بشه به یه تراول 50 تومنی؟
 رو مانیتورت مگس بشینه، با موس بگیریش، بندازیش تو ریسایکل بین؟

سایه ات سفید باشه؟
 شامپو ضدِ شوره بخوری، دلشوره هات تموم بشه؟
 درخت خرما و گردو رو پیوند بزنی خرما گردویی بده؟
 واسه کاردستیِ مدرسه یه ساختمون هشت طبقه 32 واحدی با اسکلت فلزی ببری؟
 یه دختر رو برات نشون کنند، با سنگ بزنیش!
 چشم و مغز و قلبمون یه جلسه تشکیل بدن، تکلیفشون رو با ما روشن کنن؟

منبع: برترین ها

خواندن 3305 دفعه آخرین ویرایش در چهارشنبه, 30 اسفند 1391 ساعت 18:32
محتوای بیشتر در این بخش: « لبخندک 3 لبخندک 5 »
شما اینجا هستید: خانه نشاط و زندگی سرگرمی سرگرمی لبخندک 4