چهارشنبه, 30 اسفند 1391 ساعت 17:56

لبخندک 3

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

عجب معادله پیچیده ای:

سوسک از موش می ترسه
موش از گربه می ترسه
گربه از سگ می ترسه
سگ از مَرد می ترسه
مرد از زن می ترسه
زن از سوسک می ترسه


خارجی ها قبل از امتحان:
موفق باشی رفیق :)
.
..
...
ایرانی ها قبل از امتحان:
برسونی ها =)))

 یک قانون همواره ثابت تو خونه ما:
هر موقع یکی از ما می ره حموم مامانم شروع به ظرف شستن میکنه

یه سوال فنی:
چرا "فوت” سرده و "ها” گرمه ؟
مگه جفتشون از دهن در نمیاد چرا "فوت” میکنی سرده و "ها” میکنی گرمه

اگه آدم به معجزه معتقد نبود روزی ده بار نمیرفت سر یخچال تا چیزی که می خوادو پیدا کنه!

فک کنم این سوسکا مشکل مثانه دارن، یه سره تو دستشویین!!!!!

 شما یادتون نمیاد اون روز هایی که هوا برفی و بارونی بود ناظم مدرسه می گف امروز صف نیست مستقیم برید سر کلاس ما هم کیف می کردیم میرفتم کلاس !

تو انتشارات دانشگاه یه نفر در فلشش رو گم کرده بود بعد آروم از من پرسید : ببخشید اگه فلش سر نداشته باشه ویروسی می شه؟؟

 ولم کن تا ولت کنم!!!
.
.
.
.
جمله ای استراتژیک در زمان دعواهای بچگی!!

 در آستانه امتحانات
زمزمه های دانشجویان شب قبل از امتحان:
خب!
این که نمیاد...
اینم که بلدم...
دیگه وقت خوابه...

 همه ی حیوونارُ کردیم تو باغ وحش بقیه شونم پرورش میدیم میخوریم یا با پوستشون لباس درست میکنیم یا برای سرگرمی شکار یا صیدشون میکنیم..و بر این باوریم که ما اهلی ایم و حیوونا وحشی.

ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻧﻤیشد ﭘﺸﻪ ﻫﻢ ﻣﺜﻞ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺑﺮﻩ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻪ ﺧﺴﺘﻪ ﺑﺸﻪ ﺑﮑﭙﻪ ﯾﻪ ﮔﻮﺷه؟


- گاو اولی: ما!
گاو دومی: مااااا مااااا
گوسفند وارد ماجرا میشه: بع
گاو اولی: مااااا
گوسفند دومی: بع
گوسفند اولی: بع بع...
نه واقعا نشستی این گفت و گو رو تا آخر خوندی؟ الان هم منتظر بقیه ماجرا هستی؟ ای جانم!

- می گن واسه کسی بمیر که برات تب کنه، الان یه نمه تب دارم، برنامه ت چیه؟!

- آلیس به یک دوراهی رسید و یک گربه را روی درخت دید
به گربه گفت: «از کدام مسیر باید بروم؟»
گربه پرسید: «به کجا می خواهی بروی؟»
آلیس پاسخ داد: «نمی دانم»
گربه گفت: «پس مهم نیست که از کدام راه بروی» (آلیس در سرزمین عجایب(

- فقط یه ایرانی می تونه بعد از اینکه جواب آزمایششو گرفت و سالم بود بگه: این همه ول خرج کردمی و هیچی مونم نبود!

- کاش واسم خواستگار می اومد، بعد من می گفتم: شما اومدین منو بگیرین؟ اونام می گفتن: بله! بعد منم می دویدم و داد می زدم: اگه می تونین منو بگیرین... اگه می تونین منو بگیرن!

- یه بز هم نداریم؛ بهش ثابت کنیم چه علف شیرینی هستیم.

- یه روزایی هست که یهو قصد می کنی اتاقتو مرتب کنی... همه وسایلتو که می ریزی بیرون تازه میفهمی چه غلطی کردی

- وارد یه مهمونی میشی، یه عده زیادی برات پا میشن
حالا میخوای احوال پرسی کنی تنوع جملاتت به صفر می رسه
سلام حال شما؟
سلام حال شما چطوره؟
سلام احوالتون؟
سلام خوبین؟ خونواده خوبن؟
سلام، حالتون چطوره؟
و این دوره گردش ادامه دارد

- وقتی یه بسته پفک یا چیپس رو به صورت اشتراکی دارم با دوستم می خورم
همش یه حسی بهم میگه اون بیشتر خورده، در حقم اجحاف شده...

- دارم مسواک می زنم بابابزرگم دندون مصنوعیش رو آورده گذاشته تو جیبه پیرهنم می گه یه دستی هم به دندونای ما بزن!

- دوستم گفت فقط پیاز می تونه اشک آدم رو دربیاره... منم واسه اینکه ثابت کنم اشتباه گفته با نارگیل زدم تو سرش.

- کچل باشی... بری بالای شهر میگن مد روزه، بری مرکز شهر میگن سربازی، بری پایین شهر میگن زندانی بودی! این همه تفاوت تو  شعاع 10 - 15 کیلومتر...!

- یه زمانی هرکی پولش به میلیون می رسید پولدار حساب می شد، الان یه میلیونر تو ایران نهایتا می تونه ماشینشو بیمه کنه و چند کیلو هم گوجه سبز با بقیه پولش بخره!
میلیاردر هم می تونه نهایتا یه خونه معمولی حیاط دار با یه ماشین معمولی روز دنیارو داشته باشه، تازه باید یه میلیون آخرشم واسه بیمه و گوجه سبز نگه داره!

- دقت کردین که هرکدوممون حداقل یکبار تلاش کردیم که کلید لامپو بین حالت خاموش و روشن نگه داریم؟

طبق آخرین یافته ها یه بیماری تو آدم ها وجود داره که هر وقت عینکی را روی میز یا روی چشم کسی یا هر جای دیگه که باشه ببینن زود به چشم میزنن و امتحانش می کنن!

انکار نکنید همتون حداقل یه بار تو بچگی در یخچال رو آروم می بستین، از لای درش به زور نیگا می کردین ببینین کی چراغش خاموش می شه!


رییس چیست!؟ فردی که وقتی شما دیر به سر کار می روید خیلی زود می آید و زمانی که شما زود به اداره می روید یا دیر می آ ید و یا مرخصی است...!

معنی چراغ زرد راهنما در دنیا: از سرعت خود بکاهید و آماده توقف شوید!
معنی چراغ زرد راهنما در ایران: بدو گاز بده تا قرمز نشده رد بشیم!

بابا! تورو خدا این ناف رو یه جور قیچی کنید که بعدش گود نشه همش آشغال بره توش! با تشکر از جراحان محترم.

یه پشه مشاهده کردم تو اتاق. رفتم یه دماسنج آوردم نشستم جلوش نشونش دادمو باهاش منطقی بحث کردم که هنوز سرده هوا. اونم قبول کرد و رفت!

یکی از دوراهی های زندگی وقتی است که نمی دانید، در شیشه ای مقابل تان را باید «بکشید» یا «فشار دهید»

منبع: برترین ها

خواندن 3681 دفعه آخرین ویرایش در چهارشنبه, 30 اسفند 1391 ساعت 18:37
محتوای بیشتر در این بخش: « لبخندک 2 لبخندک 4 »
شما اینجا هستید: خانه نشاط و زندگی سرگرمی سرگرمی لبخندک 3