سه شنبه, 12 اسفند 1393 ساعت 13:28

یاس کبود

By 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

افسران - از همه سادات بابت سوز شعر معذرت میخوام....
اشک از دیدهء خونبار بیفتد سخت است
هر کجا بستر بیمار بیفتد سخت است  
به خدا فرق ندارد که کجا ، یک مادر 
... 
کوچه یا در خم بازار بیفتد سخت است  
به زمین خوردن مادر به کناری امّا ... 
پیش چشم پسر انگار بیفتد سخت است
سینه اش شد سپر شیر خدا ، امّا حیف
کار این سینه به مسمار بیفتد سخت است  
صورت حور که از برگ گلی نازک تر

گذرش چون که به دیوار بیفتد سخت است

آنکه مادر شده این واقعه را می فهمد
بعدِ شش ماه اگر بار بیفتد سخت است  

خواست تا شانه کند موی سر زینب را ... 
شانه از دست گرفتار بیفتد سخت است ! 

 دیدنِ سوختهء درب کمی سخت! ول

دیدنِ صحنه به تکرار بیفتد سخت است ... 

کوچه ها اوّل غم واقعهء کرببلاست ..

علم از دست علمدار بیفتد سخت است.

خواندن 5798 دفعه آخرین ویرایش در سه شنبه, 12 اسفند 1393 ساعت 13:58