چهارشنبه, 18 ارديبهشت 1392 ساعت 13:58

بازخونی پرونده انجمن حجتیه + سند

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

اکنکار فرقه ای جدید و نوظهور است که پایه و تعالیم خود را بر تمرین های وابسته به روح و ذهن انسان بنا نهاده است. مفهوم خدا در آموزه های این فرقه، دو جنبه اساسی دارد: «نور و صوت». آنچه رهبر یک اکیست به او می آموزد و تمرینی که یک عضو در آرامش و سکوت در ذهن خود انجام می دهد و عمل و کردارش او را قادر خواهد ساخت که این نور و صوت را تجربه کند و به مقام متعالی ارتباط و همکاری با خدا دست یابد. رسیدن به این مقام، هدف آغازین و متعالی یک پیرو اکنکار است

تشکیلات انجمن
انجمن حجتیه غیر از معرفی خودش برای اعضای رسمی محرم و خاص که در لایه بندی انجمن جزو لایه اول هستند اصلا هیچ جا خودش را به عنوان معرفی نمی کند و این سنت را تا امروز نگه داشته است.
همانگونه که بهائیت، یک شبکه قوی و پیچیده استعماری بوده و هست، انجمن ضد بهائیت نیز همانند بهائیت از ساختار و تشکیلات با شیوه خاص بهره می جست در واقع انجمن در هر شهری ، دفتری داشت که تحت عنوان بیت(بیت امام زمان عج) شناخته می شد. این بیت مسئول داشت و زیر نظر وی سه گروه (تدریس)، (تحقیق) و (ارشاد) فعالیت می کردند. که گروه نخست به آموزش نیرو ها در سه مرحله ابتدایی، متوسط و عالی می پرداخت. گروه دوم در پی یافتن افرادی از مسلمانان بودند که تحت تاثیر بهائیان به این آیین گرییده بودند و گروه سوم کار ارشاد این افراد را با شیوه های خاص دنبال می کردند.

 

تشکیلات حجتیه
 

در سخنرانی های عمومی نیز در محافلی که بیشتر در منازل برگزار می شد، از سخنرانان معروف انجمن( اغلب با نام های مستعار) استفاده می شد. به طور معمول در تولد امام زمان (عج) نیز جشن های بزرگی برگزار می گردید. بیشتر افرادی که از بهائیت بر می گشتند، توبه نامه و تبرا نامه می نوشتند که متن بسیاری از آن ها در یک مجموعه در کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری می شود.
جلسات عمومی، اغلب توسط سخنرانانی برگزار می شد که انجمن تربیت کرده بود و نکته قابل توجه آنکه این افراد آشکار غیر روحانی بودند.
عمده ترین نیروهای لایه اول متشکل از افراد زیر می باشند:
1- شیخ محمود ذاکر تولایی معروف به شیخ محمود حلبی
2- سید حسن افتخار زاده سبزواری
3- سید حسین سجادی
4- سید محمد حسین عصار
5- سید رضا آل رسول
6- غلامحسین حاج محمد تقی تاجر
7- اصغر صادقی
8- جواد مادر شاهی
شیخ محمود حلبی به دلیل کهولت سن، سید حسن افتخار زاده را به سمت قائم مقام انجمن برگزید. وی در انجمن شاهنشاهی فلسفه زیر نظر فرح پهلوی مشغول به خدمت بود.
همچنین یکی دیگر از سران انجمن  به نام سید حسن سجادی در زمان شاه با ساواک در ارتباط بود.
در واقع انجمن از سه لایه افراد تشکیل می شد.
لایه اول: عناصر وابسته رژیم ستمشاهی که مغرض بوده اند.
لایه دوم: عناصر عافیت طلبی که هم می خواستند فعال باشند در مسائل اجتماعی حضور داشته باشند و آخرتشان تامین باشد و هم در دنیا دچار مشکل و سختی نشوند.
لایه سوم: عناصری که نه وابسته بودند نه عافیت طلب و خالصانه به زعم خودشان در انجمن در حال جهاد و مبارزه بودند.
در واقع انجمن پیش از کشاندن جوان ها به درون تشکیلات روی اندیشه آنان کار می نمود و میکوشید که نخست آنها را از هرگونه فعالیت سیاسی بیزار و نسبت به آن بی تفاوت کنند و اساسا حرکت های سیاسی را بیهوده جلوه دهند و سپس آنها را نسبت به علما و روحانیون بدبین و بی رادت سازند.
اندر افکارات شیخ محمود حلبی
یکی از خصوصیات بارز فکری شیخ محمود حلبی را می توان غرور وی نام برد که این خصیصه را به اعضای انجمن نیز سرایت می داد چرا که آنها همه را گمراه می دانستند و مدعی بودند اساسا آن ها هستند که اسلام را فهمیده اند. در این زمینه شیخ محمود حلبی به اعضای انجمن چنین می گوید:
شما بودید که نان نامی آن حضرت(ولی عصر امام زمان عج) را د ر جهان بلند کردید و شما بودید که در شب های تار و سرد زمستان های سخت خالصا و مخلصا لوجه الله تا نیمه های شب در راه خدمتگزاری به دربار این حضرت و حفظ حمایت از شیعیانش و رفع دشمنانش قدم برداشتید روی این خدمتگزاری به دربار خداهم قربی دارید.

افکارات حلبی
 

و کلام علامه طهرانی که درباره ی نظر حلبی نسبت به آیت الله طباطبایی آورده اند:
برای مزید معرفت به مکتب منهاج ایشان (یعنی شیخ محمود حلبی) و اینکه شیخ حلبی در یکی از مجالس خصوصی روزی گفته است: من به واسطه اشتغالات و امور مهمه در طهران از رفتن به قم متمکن نیستم، و گرنه میدید که کمر المیزان را از وسط خرد می کردم!
همچنین وی با روحانیت به پشتوانه این ادعا که روحانیت تشکیلات پذیر نیست مشکل داشت و به دیگران جرات می داد که خود را از یک روحانی، شایسته تر و پر قدرت تر تصور کند.
مرید پروری از دیگر خصلت های این شخص بود که سعی می کرد بین کادر ها و مسئولین این گونه روابط حاکم باشد.
"فلسفه ستیزی" و مبارزه با"عرفان حقیقی" و رعفا از دیگر انحرافات فکری ایشان می باشد، ایشان در جایی می گوید: گوش به حرف این ها ندهید! نه حکمت، نه فلسفه، نه عرفان و تصوف! تابع فقها و محدثین باشید! قدر فقهاتان را بدانید شما را به اینها سپرده اند نه به ملاصدرا. نه به میرداماد، نه به ابن سینا، نه به شیخ طوسی و...
منابع مالی انجمن
پیشینه مثبت مراجع وقت نسبت به شیخ محمود حلبی از سویی و نفس مبارزه با بهائیت از سوی دیگر سبب می شد تا اکثر مراجع، اجازه ی استفاده از وجوهات شرعی را برای صادر نمایند. آیات عظام سید محمد رضا گلپایگانی، سید شهاب الدین مرعشی نجفی، سید کاظم شریعتمداری، سید ابوالقاسم خوئی، شیخ بها الدین محلاتی ، سید عبدالله شیرازی و حتی امام خمینی از جمله این مراجع هستند. قابل ذکر این که تاریخ اجازات و تاییدات این مراجع با یکدیگر متفاوت بوده است. هر چند که متاسفانه به دلیل عدم شناخت کافی ، تاریخ برخی از آنان حتی به سال های پس از انقلاب (60و61) مربوط می شود، اما تنها این حضرت امام بود که مدت تایید رسمی شان از انجمن، حتی به یکسال کشیده نشد.

انجمن مالی سند
 

حال نگاهی به متن اجازه حضرت امام (ره) که در تاریخ 15/7/1349 صادر گردیده می پردازیم.

((حضرت آیت الله العظمی جناب آقای حاج آقا روح الله خمینی – دام ظلله العالی/ سلام علیکم/ شاید خاطر مبارک مستحضر باشد که چند سالی است عده ای از افراد متدین و با ایمان تحت رهبری حضرت حجت الاسلام آقای حاج شیخ محمود حلبی برای مبارزه اصولی با مرام ساختگی بهائیت، جلسات منظمی تشکیل داده و در این جلسات، مطالب آموزنده ای تدریس و افراد را با مقام شاخص حضرت ولی عصر- ارواحنا و ارواح العالمین له الفدا- آشنا می سازند. اخیرآ دامنه فعالیت این جلسات از تهران و اصفهان و مشهد و شیراز و مراکز مهم گذشته و حتی به دهات دور دست کشیانیده شده و در اثر عنایات خاصه حضرت ولی عصر- صلوات الله و سلامه علیه- توانسته اند در این مدت حدود پانصد نفر از افراد فرقه ضاله بهائیه را به صراط مستقیم توحید، هدایت و به دیانت مقدسه اسلام، مشرف نموده و عده کثیری از افراد متزلزل را که در خطر سقوط به دامان آن گروه قرار گرفته بودند، از پرتگاه نجات دهند. اولآ نظر مبارک حضرت آیت الله درباره این عده و اقدام آنان چیست؟ ثانیآ همکاری با آنها و تقویت آنان چه صورتی دارد؟ ثالثآ آیا می توان در صورت لزوم از وجوه شرعیه در این راه مصرف نمود یا نه؟ استدعا آن که نظر مبارک را صریحآ امر به ابلاغ فرمایند. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته))
بسمه تعالى‏
در فرض مذكور هم اقدامات آقايان مورد تقدير و رضاى خداوند متعال است و نيز همكارى و همراهى با آنها مرضى ولى عصر- عجل اللَّه فرجه- است. و هم مجازند مؤمنين از وجوه شرعيه از قبيل زكوات و شرعيات به آنها بدهند. در صورت لزوم مجازند از ثلث سهم مبارك امام- عليه السلام- به آنها كمك كنند؛ البته تحت نظارت اشخاص متعهد و اگر جناب مستطاب حجت الاسلام آقاى حلبى- دامت بركاته- مى‏توانند، تحت نظارت ايشان وجوه داده شود. از خداوند تعالى موفقيت آنها را خواستار است.
5 شهر شعبان المعظم 1390 / 15 مهر 1349/ نجف‏
روح اللَّه الموسوي الخمينى(1)
همانگونه که مشهود است، متن این استفتا به گونه ای تنظیم شده که جز محاسن و آثار خیر از انجمن حجتیه، نکته دیگری را به ذهن متبادر نمی کند. از این رو حضرت امام نیز پاسخ خود را به عبارت(( در فرض مذکور)) مقید فرموده اند. لذا اگر واقعیت، چیزی جز فرض مذکور باشد، پاسخ استفتاء خود به خود منتفی بوده و استفاده کنندگان، اجازه ی عمل به آن را نخوهند داشت. اغلب استفتائات دیگر نیز به همین شکل و با این فرضیات برای دیگر مراجع تنظیم شده است.
ادامه دارد....


(1)- صحيفه امام، ج‏2، ص299 و300

 

 

منبع: موسسه راهبردی دیدبان

 

خواندن 4175 دفعه آخرین ویرایش در چهارشنبه, 18 ارديبهشت 1392 ساعت 14:05
شما اینجا هستید: خانه بینش و اندیشه بصیرت بصیرت بازخونی پرونده انجمن حجتیه + سند